تبليغاتX
علیه وضعیت موجود - این هم نوروز امسال

 

دیروز با رفقا زدیم به بیابون. بعد از مدتها دور هم جمع شده بودیم به خاطر همین نه بارون و نه خرابی یکی از موتور سیکلتها نتونست عیش ما رو تیش کنه. وقتی اومدم خونه ترانه های ایرج رو با صدای ابی آتیش کردم و یه چرت مشتی زدم. هنوز سال تحویل نشده خواهرام دست به یکی کردن و ازم عیدی گرفتن و تقریبا به خاک سیاه نشوندنم.

 

ساعت 11 شب رفتم توی اینترنت و تا صبح با دوستام و رفقا حرف زدم. شب خوبی بود. دیشب صحبتهام با سه نفر رویایی بود. یکی هم هی رفت و اومد ولی آخرش نتونست مشکل خودش رو با خودش حل کنه.

 

صبح ساعت 7:30 گرفتم خوابیدم. برای سال تحویل هرچقدر سینا باهام کشتی گرفت نتونست بیدارم کنه. چشمام رو بستم و باز کردم دیدم بابام بالا سرم وایساده . دهنم باز نشد واسه همین براش دست تکون دادم. گفت عابد بیا نهار بخور. من هم مجبور شدم دهنم رو باز کنم و بگم چشم. خیلی نامردی بود اگه هر کس دیگه جز بابام اومده بود عمرا که بلند نمی شدم.

رفتم پائین دیدم یکی واسم یه قفس با دوتا دونه فنچ عیدی آورده. آخه کی اینقدر سلیقش بده که واسه نوروز قفس عیدی بده؟ سر سفره ی ناهار که نشستم مامانم گفت عیدت مبارک و شروع کرد واسم دعا کردن. منم گفتم بی خیال مادر کوتاه بیا حالا شما هم سال نوئی. شب میام پیشت عید دیدنی ولی آلان خیلی گشنمه. جاتون خالی چه قرمه سبزی باحالی بود .خیلی چسبید. بعد از مدتها مثل اسب غذا خوردم.

 

آلان هم باید فرار کنم چون بابام بزرگه فامیله و همه مثل آوار چتر میشن اینجا و توقع دارن مثل موزه بتونن از من بازدید کنن. بعدش هم خاله و خوانباجی می خوان گیر بدن که عابد کی می خوای زن بگیری تا ما بریم لباس بدوزیم واسه عروسی!  منم باید هفت_ هشت _ ده تا لیچار بارشون کنم تا بفهمن دیوار ما بالاش سیم خواردار داره نمیشه ازش کشید بالا. من مطمئنم که اینا دردشون لباس دوختنه وگرنه عمرا که سرنوشت من واسشون مهم باشه.

 

سال پیش که دختر دائیم با شوهر و بچه هاش با بقیه اومده بود خونمون گیر داد که عابد چرا زن نمی گیری. بعد هم گفت ببین عابد جان زن خیلی خوبه. ویتامین داره ، پروتئین داره ، کربو هیدراتش هم پائینه. کلا چیز مفیدیه و برات خوبه. مطمئن باش بهت میسازه. بگیر کلک رو بکن دیگه. من هم گفتم بابا آلان دیگه مد نیست. آلان با اومدن میکرو ویو ، ماشین لباس شوئی ، یخچال فیریزر دو قلو  و اتوی پرس دیگه کی میره زن بگیره؟ دختر دائیم گفت بابا اینا رو ول کن زندگی که فقط روزاش نیست! شبهاش هم هست. تازه پس عشق چی میشه؟ گفتم که یه فکری به حال شبهاش می کنیم راجع به عشق هم بابا دختر خوب کجا بود ما به یکی دل بستیم که اونم تو بودی که این شوهرت اومد مخت رو زد و رفت. منم دیگه عمرا ازدواج نمی کنم.

نامردا خونه مثل حموم زنونه شلوغ بود یه دفعه سوت و کور شد. همه ساکت شدن. شوهرش مثل لبو قرمز شد. داشت از گوشاش بخار میومد بیرون . بابام بهم گفت چشم سفید . مادرم هم گفت این زبونش برده به باباش اینقدر کلفت سخنی میکنه . خوهرام هم در اومدن پشت بابام که خدائیش اصلا آقایی حرف هم می زنه مگه؟ یک دیگه از دختر خاله هام گفت این حقشه دوباره ببرنش انفرادی تا آدم بشه. ولی خالم گفت زبونت لال بشه دختر . ایشالا خدا همه ی اینها رو به زمین گرم بزنه. ایشالا سقط بشن همشون که دل مادرا رو پاره پاره می کنن. مامان گفت ول کنید حالا حرف سیاسی نزنید این پر رو میشه دیگه نمیشه باهاش تا کرد. بابام هم گفت روو  مگه دیگه از این زیادتر هم می تونه بشه این اصلا عین خیالش نیست. هر چی هم که میگیم بهش که فقط میگه چشم.... خلاصه نزدیک بود ...

 

امسال که دیگه گندش در اومده. دوتا پسر عموهام رو هم با من گرفتن کردن توی انفرادی. براشون هم وثیقه بریدن. قاضی به مامانش گفته جرمشون معاونت در اقدام علی امنیت ملی هست و براشون گرون تموم میشه. مادر اینها هم که زن عموم هست هر دفعه ما رو می بینه میاد میگه عابد ، جان هر کی دوست داری دیگه این دوتا رو معاون خودت نکن. اینها بچن حالیشون نیست. دیگه زبونم مو در آورد که بابا ما داشتیم می رفتیم باشگاه که گرفتنمون. معاونت کیلو چنده؟ چه کشکی ؟ چه پشمی؟ ...

حالا فکرش رو بکنید اگه امسال من بمونم اینجا چه بلایی سرم میارن این فک و فامیل.

 

امین قضایی یه مطلب نوشته که توش آفتابه گرفته به سر و هیکل مراسم نوروز و سخنرانی پادشاه جامعه ی طبقاتی و ... خیلی خوشم میاد از نوشته هاش . فلسفه با قلم امین قضایی لخت و سر راست و بی پیرایه است. هر کس نخونش کلاه رفته سرش.

 

آلان اتاق بغل اتاق من پر از آجیل و شیرینی و شکلات و پشمک و تخمه و  کلی خوشمزه جاته . من این چند روز مدام در حال سرقت از اتاق بغلی بودم . مامانم قول داده که اگه بچه ی خوبی باشم و آذوقه ی مهمونی عید رو یه روزه تموم نکنم سه کیلو لواشکی که از تابستون قایم کرده بده به من. واسه همین فعلا دارم خویشتن داری می کنم.

 

عید واسه من همیشه دوران تخماتیک و کسالت باری بوده مخصوصا آلان که سعید حبیبی روز 29 اسفند که تعطیل رسمیه تا ساعات نه شب میمونه سر کار . مخصوصا آلان که خیلیها از حبس در 209 اوین به حبس خونگی دچار شدن . مخصوصا آلان که پیمان پیران و بهروز کریمی زاده و علی کانتوری از هفت سین فقط  دوتا سین دارن که اونم سلول و سکوته. مخصوصا که محمود صالحی هنوزم داره زجر میکشه . مخصوصا حالا که منصور حیات غیبی با ماشین تو دل جاده هاست . مخصوصا حالا که وقتی قیافه ی مادر پیمان و مادر بهروز میاد تو ذهنم از خودم خجالت می کشم که اینجا راحت نشستم.

حالم از خودم به هم می خوره که نمی تونم کاری کنیم برای آزادی این دو رفیق بی همتا.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 8:17  توسط . | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من مارکسیست- لنینیست هستم.
***********

*«کمونیستها از پنهان کردن نظرات و اهداف خود بیزارند.»

*« هدف فوری کمونیستها همان هدفی است که تمام احزاب پرولتری در پی آن هستند: تشکیل پرولتاریا به صورت طبقه ، بر انداختن سلطه ی بورژوازی ، تصرف قدرت سیاسی به دست پرولتاریا. »

*« فرهنگی که بورژوازی در فقدان آن مویه سر می دهد، فرهنگی است که اکثریت عظیم انسانها را آموزش می دهد چون ماشین کار کنند.»

*« برای پرولتاریا قانون ، اخلاق و مذهب چیزی جز اغراض بورژوایی نیستند که منافع بورژوازی در پس آنها نهان است. »

*« کمونیسم هیچ کس را از تملک محصولات جامعه محروم نمی کند ، بلکه این قدرت را از هر کس سلب می کند که با تملک این محصولات کار دیگران را از آن خود کند.»
مانیفست حزب کمونیست

*« هیچ چیز خنده آورتر و مضرتر از این نیست که شخصی بخواهد خود را پیری وانمود سازد که گوئی مدتهاست تمام مراحل مبارزه ی قطعی را گذرانده است. »
لنین

*« سوسیالیزم نظامی از ارزشها را ارائه می کند که تا کنون هرگز به طور کامل تحقق نیافته است، نه یک الگوی ساخته شده را که تا کنون در جائی از جهان به نمایش گذاشته شده باشد.»
سمیر امین

* « بین جامعه ی سرمایه داری و جامعه ی کمونیستی دوران گذار انقلابی اولی به دومی قرار دارد. منطبق با این دوران یک دوران گذار سیاسی نیز وجود دارد که دولت آن چیزی جز دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا نمی تواند باشد.»
مارکس

*« دیکتاتوری انقلابی یعنی قدرتی که مستقیما بر تصرف انقلابی و ابتکار بلاواسطه ی توده های مردم از پائین متکی است نه بر قانون صادره از طرف یک قدرت متمرکز دولتی.»
لنین

*« دیکتاتوری پرولتاریا عبارت است از یک مبارزه ی سرسخت، خونین و بی خون ، قهری و صلح آمیز ، جنگی و اقتصادی ، تربیتی و اداری بر ضد نیروها و سنن جامعه ی کهنه. »
لنین

* « طبقه ستمكشى كه براى آموختن طرز استعمال اسلحه و بدست آوردن آن نكوشد فقط شايسته آن است كه با وى همانند برده رفتار شود.»
لنين

* « سوسياليستها چنانچه از سوسياليست بودن خود دست نكشيده باشند نمی توانند با هرگونه جنگى مخالفت كنند.»
لنین

*مرگ هر جا ممکن است ما را غافلگیر کند. به او خوشامد بگوییم. با این فکر که فریاد نبرد ما ممکن است به گوش شنونده ی خاص خود رسیده و دست دیگری ممکن است تفنگ مارا خوب تر استفاده کرده و مردان دیگری آهنگ عزای تدفین ما را با موسیقی مقطع مسلسل و فریاد نبردهای تازه ی جنگ و پیروزی بخواند.
فرمانده چه گوارا

***
Als Lenin ging, wer es
Als ob der Baum zu den Blätten sagets:
Ich gehe


پیوندهای روزانه
یادداشتهای زندان
یادداشتهای تنهایی
تجارت با آزادی، سوء استفاده از حقوق بشر
سهم خواهی ممنوع. ما مستقل هستیم.
amnesty
Vy lubite menia
تعطیلات تابستان و تشدید فشار بر فعالان دانشجویی
این خانه از پایبست ویرانست.
به یاد سرخترین رفاقتها
جهنم.
نامه ای به بازجوی اطلاعات
این هم نوروز امسال(87)
آقای رئیس جمهور
خودت باش غریبه خجالت نکش!
اونی که به ما نریده بود کلاغ کون دریده بود!
آقای فواد شمس باور کنید که حماقت فضیلت نیست!
انقلاب فرهنگی انجام شده است!
فراخوان دعوت به حمایت از فرهاد حاجی میرزایی
مصاحبه
نبش قبر
وبلاگ من در خانه ای دیگر
womansrights
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
شهریور 1386
نویسندگان
.
gorgebalandide
برلیان
رفیق کوچولو
عابد
پیوندها
یادداشتهای تنهایی
* دانشجویان سوسیالیست پلی تکنینک *
علیه وضعیت موجود
علیه وضعیت موجود1
علیه وضعیت موجود2
علیه وضعیت موجود بعدی (در صورت فیلتر شدن مجدد این وبلاگ)
آرشیو مارکسیستها
monthly review
new left review
امین
مجید
کانون زندانیان سیاسی
mindmotor
ترجمه شده های فارسی آثار لنین
آزادی بیان
ایران تریبون
کارگران ایران
بخشی از آثار لنین
خبرنامه ی فعالین مازندران
مصطفی جوکار
مجله ی زغال
مجله ی شعر
شهر شب ظلمت
نشریه هفته
توماج
همه ی عقاید من
سایت لجور
کتابخانه م.ل.م
فرزاد کمانگر
ایرج جنتی عطایی
شاهین نجفی
خلیفه
ستاره
بیژن
اوبونتو
free software
petition
دوستی با اندیشه ای متفاوت
گفتنیها
رادیو همصدا
انفرادی
سعید
یادداشتهای تنهایی
گرگ
علیه وضعیت موجود 3
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM